بي قرار گل سرخ bigharare_gole_sorkh

دوشنبه 7/9/1384 :: ساعت 5:55 عصر

+ عشق

عشق به شکل پرواز پرنده است



عشق خواب يه آهوي رمنده است
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما کشنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
اما اون که مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

تو که معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از نقب ديوار

براي زنده بودن دليل آخرينم باش
من آن من بذر فرياد خاک خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغازه راه قصه بوده
من راهي شدم نگو که زوده
اون کسي که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو که زوده
اما اون که عاشقونه جوون سپرده هرگز نمرده

عشق گذشتن از مرز وجوده


نوشته شده توسط: فرنوش حامدي


دوشنبه 7/9/1384 :: ساعت 5:52 عصر

+ آه سرد


رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي به جز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد و بي اميد
در وادي گناه و جنونم کشانده بود

رفتم که داغ بوسه پر حسرت تو را
با آبهاي ديده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

رفتم مگو مگو که چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشي وظلمت چو نور صبح
بيرون فتاده بود به يک باره راز ما

رفتم که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم که در سياهي يک گور بي نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگي

من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم

اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش ز من مگير
ميخواستم که شعله شوم سرکشي کنم
مرغي شدم به کنج قفس خسته و اسير


روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش
در دامن سکوت به تلخي گريستم
نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم که لايق تو و عشق تو نيستم



نوشته شده توسط: فرنوش حامدي


دوشنبه 7/9/1384 :: ساعت 5:51 عصر

+ تقديم به بهترينم

عزيزم فراموشم خواهي کرد
مرا که دوستت دارم و مي پرستمت
عزيزم فراموشم خواهي کرد
مرا که به تو عشق اموختم و عاشقت هستم
عزيزم فراموشم خواهي کرد
باور کن اين حقيقت را
حقيقت تلخ است حقيقت زهر است
باور کن عزيزم باور کن
شبهايت را ستارگان چشمان ديگري
نور خواهند باريد
عزيزم فراموشم خواهي کرد
مرا که دوستت دارم و مي رستمت
مرا که عاشقت هستم

نوشته شده توسط: فرنوش حامدي



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[7/9/1384- 5:55 ع] عشق
[7/9/1384- 5:52 ع] آه سرد
[7/9/1384- 5:51 ع] تقديم به بهترينم

  • بي قرار گل سرخ    bigharare_gole_sorkh
  • نام:

    ايميل: